تبليغاتX
تحلیل کن بعد صرف کن!

تحلیل کن بعد صرف کن!

نمونه ای از تجزیه و ترکیب را یاد بگیر ای تلمیذه

انَّ الله یامرکم أن تُؤدّوا الأمانات إلی أهلها. (نساء 58)

الکلمة

التحلیل الصرفیّ

الاعراب

انَّ

 

 

الله

یامر

 

 

کم

 

أن

تؤدّوا

 

 

حرف من احروف مشبهه بالفعل، عامل مبنی علی الفتح

 

لفظ جلاله

فعل مضارع، للغائب، مجرد ثلاثی،صحیح، متعدٍ، معرب

 

 

 

اسم، ضمیر ، متصل للنصب أم للجر، للمخاطبین، معرفه، مبنی علی السکون

حرف،عامل، مبنی علی السکون

فعل مضارع، للمخاطبین، مزید ثلاثی من بای تفعیل،معتل و ناقص، متعدٍ، معرب

 

 

اسم انّ و الجمله اسمیه

فعل مرفوع و فاعله ضمیر هو المستتر و الجمله فعلیه خبر انّ و مرفوع محلا

 

 

مفعول به و محلا منصوب

 

 

فعل مضارع منصوب و علامة نصبه حذف نون الاعراب و فاعله ضمیر واو البارز و الجمله فعلیه، و مفعول ثان لفعل "یامر" و منصوب محلاً.

الامانات

 

 

الی

أهل

 

 

ها

اسم، جمع سالم للمونث، جامد غیر مصدری، معرف بأل، معرب، صحیح الآخر، منصرف

حرف، عامل جر، مبنی علی السکون

اسم،مفرد، مذکر، جامد غیر مصدری، معرفه بأل،معرب،صحیح الآخر،منصرف

 

اسم، ضمیر، متصل للنصب أو للجر، للغائبة، معرفة، مبنی علی السکون

مفعول و منصوب بالکسر

 

 

مجرور بحرف جار الی اهل: جارُّ و مجرور متعلقها تؤدوا

مضاف الیه و مجرور محلا

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/01/04ساعت   توسط مائده  | 

نصب منصوبات!

منصوبات در نحو زبان عربی پانزده تاست؛ که عبارتند از:

1-                 خبر افعال ناقصه

2-                 خبر افعال مقاربه

3-                 خبر حروف شبیه به لیس

4-                 اسم حروف مشبهه بالفعل

5-                 اسم لای نفی جنس

6-                 مفعول به

7-                 مفعول فیه

8-                 مفعول مطلق

9-                 مفعول له

10-             مفعول معه

11-             حال

12-             تمییز

13-             منادی

14-             مستثنی

15-             اسم تابع اسم منصوب

 

حال

کلمه ای که کیفیت و چگونگی فاعل یا مفعول یا نظایر آنها را در هنگام انجام یافتن فعل نشان می دهند "حال" نامیده می شود. به خود فاعل یا مفعول "صاحب حال" می گویند.

حال مانند مفعول منصوب است.

ذهب التلمیذُ إلی المدرسه مسروراً.( حال و منصوب)

اقسام حال

حال هم مثل خبر به چهار شکل می آید:

1-                  حال مفرد؛ مانند: ذهبت التلمیذةُ إلی المدرسه ماشیةً.(حال مفرد و منصوب)

2-                  حال جمله ی فعلیه؛ مانند:  و جاوؤا أباهم عشاءً یبکون. (حال جمله فعلیه منصوب محلا) (شبانگاه برادران یوسف نزد پدرشان آمدند در حالیکه می گریستند.)

3-                  حال جمله اسمیه؛ مانند:  خرج التلامیذ من الصف و هم یتکلمون باللغةِ العربیة.(حال جمله اسمیه، و منصوب محلا)

4-                  حال شبه جمله؛ مانند:  رایتُ الهلال بین السحابِ. (حال شبه جمله منصوب محلا)

چند نکته:

1-                  حال مفرد، معمولا نکره و مشتق است و از لحاظ عدد و نوع تابع صاحب حال می باشد؛ مانند:

جاءَ التلمیذُ فرحاً..........................جاءت التلمیذةُ فرحةً.

جاء التلمیذان فرحینِ...............جاءت التلمیذتان فرحتینِ.

2-                  حال در صورتی که جمله بیاید باید دارای "ضمیر" یا "واو حالیه" یا هر دو باشد و چون این ضمیر و واو ، جمله را به صاحب حال ربط می دهند لذا آنها را "رابط" می گویند.مانند:

شاهدتُ التلمیذَ یقرأُ الدرس.

3-                  حال هم مثل خبر ممکن است متعدد باشد؛ مانند:

فرجعَ موسی إلی قومه غضبانَ أسفاً.

( موسی به طرف قوم خود برگشت در حالیکه غضبناک و متاسف بود.)

+ نوشته شده در  87/01/03ساعت   توسط مائده  | 

خبر حروف مشبهه بالفعل

حروفی هستند که به ابتدای جمله ی اسمیه افزوده می شوند و مبتدا و خبر را اسم و خبر خود می سازند و در این حالت مبتدا را منصوب می کنند و خبر را مرفوع باقی می گذارند؛ این حروف عبارتند از : إنَّ (همانا) ، أنَّ (که، اینکه) ، کأنَّ (مثل اینکه، گویا) ، لیتَ (کاش ، ایکاش) ، لکنَّ (ولی) ، لعلَّ (شاید).

گاهی حرف "ما" به آخر حروف مشبهه بالفعل متصل می شود و آنها را از عمل باز می دارد ، لذا به این "ما" کافّه (بازدارنده) می گویند. در این صورت این حروف بر سر جمله های فعلیه و اسمیه می آیند؛ مانند:

إنّما یخشی اللهَ من عباده العلماء : از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می ترسند.

چند نکته:

1-        خبر حروف مشبهه بالفعل مانند خبر مبتدا به صورت های مفرد ، جمله اسمیه ، جمله فعلیه و شبه جمله می آید؛ مانند:

إنَّ الطالبَ مؤدَّبٌ. (خبر إنَّ و مرفوع)

إنَّ الطالبَ أخلاقهُ ممتازٌ.  ( خبر جمله اسمیه محلاً مرفوع)

أنَّ الطالبَ یکتبُ واجبهُ.(خبر جمله ی فعلیه محلا مرفوع)

2-        هر گاه به حروف مشبهه بالفعل ضمیری متصل شده باشد، همان ضمیر، اسم آنهاست؛ مانند:

انّکَ لَمنَ المرسلین. (اسم انّ محلا منصوب.)

3-        هرگاه "ما"ی موصول بر حروف مشبهه بالفعل داخل شود باز این حروف عمل خواهند کرد یعنی ناصب اسم و رافع خبر خواهند بود؛ مانند:

انَّ ما عملت مفیدٌ لک. ( اسم انّ، منصوب محلا / خبر انّ ومرفوع)

4-        اگر خبر این حروف ظرف یا جار و مجرور باشد جایز است بر اسمغیر نکره (معرفه) مقدم شود؛ مانند:

انَّ فی الدواء الشفاءَ.

اما اگر حروف مشبهه بالفعل نکره باشد خبر وجوباً مقدم می شود؛ مانند:

ان مع العسر یسراً.

5-        گاهی لام تاکید بر خبر انّ افزودن می شود تا بر تاکید جمله بیفزاید؛ مانند:

انّ اللهَ لقویٌ عزیز.

 

+ نوشته شده در  87/01/01ساعت   توسط مائده  | 

پارازییییت!

برای اینکه درس بیشتر از حد ملال اور نباشه، بعضی از پستها را پارازیتی مطرح می کنم.

در الحیوان 5/55 آمده است:

ابواُسید نابینا شد و مردم برای دلداری نزدش می رفتند. ابراهیم بن جامع وارد مجلس شد و پیش روی کور نشست و چنین گفت: یا ابا اُسید مبادا از اینکه چشمانت بی نور شده است ناراحت باشی، به خدا اگر ثواب آن را در میزان اعمالت می دانستی آرزو می کردی که ای کاش پشت و دنده ات شکسته و دست و پاهایت هم بریده شده بود!!!

 

+ نوشته شده در  86/12/28ساعت   توسط مائده  | 

ناقص را صحیح بخوان!

برای آنکه بتوانیم ترکیب را خوب انجام بدهیم خوبست که با اقسام مرفوعات، منصوبات و مجرورات آشنا باشیم و قواعد آنها را بدانیم.

مرفوعات:

اسم در 10 مورد مرفوع است که عبارتند از:

  1. فاعل
  2. نائب فاعل
  3. مبتدا
  4. خبر
  5. اسم افعال ناقصه
  6. اسم افعال مقاربه
  7. اسم حروف ما ، لا ، شبیه به لیس
  8. خبر حروف مشبهه بالفعل
  9. خبر لای نفی جنس
  10. اسم تابع اسم مرفوع

 

اسم افعال ناقصه

به کلماتی از قبیل : کان، لیس، صار، أصبح، مادام ، مازال ، ظلّ،...افعال ناقصه می گویند. با افزودن افعال ناقصه به ابتدای جمله اسمیه ، اسم به حالت مرفوع باقی می ماند و خبر منصوب می شود. در این حالت به مبتدا " اسم افعال ناقصه" و به خبر " خبر افعال ناقصه" گفته می شود. مانند:

کان الله غفوراً رحیماً. ( الله اسم افعال ناقصه و مرفوع است.)

 

چند نکته:

  1. افعال ناقصه مانند فعل های دیگر از جهت "نوع " با اسم خود مطابقت دارند، یعنی اگر اسم به صورت مذکر یا مونث بکار رود، افعال ناقصه نیز به همان  گونه خواهد بود. مانند: لیس سعیدٌ تلمیذاً / لیست سعیدةُ تلمیذةً.
  2. افعال ناقصه در صیغه های غایب مانند فعل های دیگر از جهت "عدد" با اسم خود مطابقت ندارد و مفرد بکار می رود. مانند: یکون التلامیذُ ناجحین.
  3. اسم افعال ناقصه گاهی اسم ظاهر است، و گاه ضمیر بارز، و گاه ضمیر مستتر.
  4. اسم و یا خبر افعال ناقصه هرگاه از کلمه های مبنی باشد ، اعراب آن محلی خواهد بود.
  5. فعل کان همراه فعل مضارع به معنی ماضی استمراری فارسی و همراه فعل ماضی به معنی ماضی بعید فارسی است. مانند: کان یذهب: می رفت / کان ذهب: رفته بود.
  6. گاهی خبر افعال ناقصه بر اسم مقدم می شود. مانند: أصبح عزیزاً العالمُ.     

و گاهی خبر افعال ناقصه بر خود فعل نیز مقدم می شود. مانند: نادماً أصبح الاثمُ / کیف کان الأمرُ؟

                                                                                                                                                             

+ نوشته شده در  86/12/26ساعت   توسط مائده  | 

بلدی یا نه؟

در عبارات ذیل جامد و مشتق و نوع آنها را مشخص کنید:

  1. فضّل الله المجاهدین بأموالهم و أنفسهم علی القاعدین.
  2. کمال الجود بذل الموجود.

 

در جاهای خالی ضمیر مناسب بگذارید.

  1. .....تربِّین أولادک علی الخیر.
  2. المسلمون یحبون وطن..... و یحافظون علی..... .

 

در جملات زیر نوع بنای اسمها را مشخص کنید.

  1. من أعان ظالماً فهو ظالمٌ و من خذل ظالماً فهو عادلٌ.
  2. عَلَّمَنا اللهُ تعالی بالقرآن أشیاءَ ما کنّا نعرفه.

 

در عبارت های زیر افعال لازم و متعدی را معین کنید.

  1. ربّنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار.
  2. من اقتصر فی أکله کثُرت صحته و صلُحَت فکرته.
  3. اذا علمتَ عملاً فاعمل یعلمٍ و عقلٍ.

 

در جملات زیر حروف عامل و غیر عامل را مشخص کنید.

  1. و اِن تجهر بالقول فانّه یعلم السرّ و أخفی.
  2. من شهد أمراً فکرهه کان کمن غاب عنه.
  3. العلم و الخُلُق کجناحی الطائر.

 

 

+ نوشته شده در  86/12/24ساعت   توسط مائده  | 

حرف را گوش کن!

تجزیه حروف:

در تجزیه حروف باید سه نکته را در نظر گرفت که عبارتند از:

1.        نوع حرف ( ناصبه، جازمه،....)

2.        عامل یا غیر عامل بودن حرف

3.        نوع بناء

 

الف: حروف عامل

1.        حروف جاره

2.        حروف ناصبه

3.        حروف جازمه

4.        حروف مشبهه بالفعل: حروفی هستند که بر سر جمله ی اسمیه در می آیند و عبارتند از: إنّ (همانا) ، أنّ (اینکه، که) ، کأنّ ( مثل اینکه، گویا) ، لیتَ (کاش، ای کاش) ، لکنّ (ولی) ، لعلّ ( شاید).

5.        حرف لای نفی جنس: که مانند حر.ف مشبهه بالفعل بر سر جمله اسمیه در می اید و مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع می کند.

6.        حروف شبیه به لیس: حروفی هستند که در معنی شبیه لیس هستند و عبارتند از: لا، ما ، إن.

 

ب: حروف غیر عامل

1.        حروف عطف

2.        حروف نافیه: که عبارتند از : لا، ما، إن.

3.        حروف استفهام

4.        حروف استقبال

5.        حروف تاکید : که عبارتند از : لَ، قد، نون تاکید ثقیله، نون تاکید خفیفه.

6.        حروف استثنا: که عبارتست از : الا (بجز، مگر)

7.        نون وقایه

8.        واو حالیه

9.        فای جواب: که در جواب جمله شرط می اید.

10.     مای کافّه: که بعد از حروف مشبهه بالفعل و رُبّ می آید و مانع از عمل آن می شود.مانند: إنما، رُبّما.

11.     حرف تفصیل: أمّا که در آن معنی شرط و تاکید نیز هست.

12.     حرف امتناع: لولا که حرف شرط غیر جازم نیز هست.

 

+ نوشته شده در  86/12/23ساعت   توسط مائده  | 

معتله!

تجزیه فعل:

در تجزیه فعل نیز 7 مورد حائط اهمیت اند:

1.        زمان فعل

2.        صیغه فعل

3.        ثلاثی و رباعی، مجرد و مزید

4.        صحیح و معتل

5.        لازم و متعدی

6.        معلوم و مجهول

7.        معرب و مبنی

 

در رابطه با افعال نیز همه ی موارد بالا در کلاس ها بحث شده اند به جز فعل صحیح و معتل. لذا این مطلب را صرفا برای علاقه مندان ذکر می کنم.

 

فعلی که یک یا دو حرف آن حروف عله باشد، فعل معتل نام دارد. فعلی که هیچ یک از حروف اصلی آن حروف عله نباشد فعل صحیح نامیده می شود. حروف عله عبارتند از: و، ا، ی.

 

افعال معتل 4 قسم اند:

1.        هر فعلی که نخستین حرف اصلی ان (فاءالفعل) حرف عله باشد، "مثال" نامیده می شود.مانند:وصف، أوصل،یتواعدُ.

2.        هر فعلی که دومین حرف اصلی آن ( عین الفعل) حرف عله باشد، "اجوف" نامیده می شود.مانند: قال، أقام، یستقیمُ.

3.        هرگاه سومین حرف اصلی فعل (لام الفعل) حرف عله باشد،"ناقص" نامیده می شود. مانند: دعا، صلّی، یستدعی.

4.        اگر دو حرف از حروف اصلی فعل، حرف عله باشد، "لفیف" نامیده می شود. مانند: شَوَی، وَلیَ، أَوفی.

 

افعال صحیح 3 قسم اند:

1.        هرگاه یکی از حروف اصلی فعل، همزه باشد، "مهموز" نامیده می شود.مانند: سأل، یقرأُ، یؤمرُ.

2.        اگر دو حرف از حروف اصلی فعل ، از یک جنس باشند، " مضاعف" نامیده می شود. مانند: قلّ ، زلزلَ، یسرّ، یحبّ.

3.        فعلی که همزه و یا دو حرف از یک جنس نداشته باشد، "سالم" نامیده می شود. مانند: کتبَ، علّم، یکتسبُ.

 

+ نوشته شده در  86/12/22ساعت   توسط مائده  | 

درسنامه

تجزیه اسم:

در تجزیه اسم 7 مورد را باید ذکر کنیم که به ترتیب اهمیت عبارتند از:

  1. عدد اسم
  2. جنس اسم
  3. جامد و مشتق
  4. معرفه و نکره
  5. معرب و مبنی
  6. مقصور، منقوص، ممدود، صحیح الآخر
  7. منصرف و غیر منصرف

 

در رابطه با 7 مورد بالا در سالهای راهنمایی و دبیرستان به تفصیل بحث شده است و من فقط نکاتی را در رابطه با مورد 6 بیان می کنم.

 

اسم های معرب بر اساس حرف آخر به چهار قسم تقسیم می شوند: مقصور، منقوص، ممدود، صحیح الاخر.

اسم معرب هرگاه آخر آن الف ما قبل مفتوح باشد، مقصور نامیده می شود مانند: فتی ، موسی. و اگر حرف آخر آن یای ماقبل مکسور باشد ان را منقوص گویند مانند: ساعی،قاضی. و اگر حرف اخر آن الف و همزه باشد ممدود خوانده می شود مانند: سماء، صحراء.

و هر گاه هیچ یک از این سه حرف را دارا نباشد ان اسم را صحیح الاخر گویند مانند:کتاب، سعید.

 

مثال: تجزیه کنید.

العلاج الواقی خیرٌ من الدواء الشافی.

العلاج: اسم، مفرد،مذکر،جامد غیر مصدری، معرفه بأل، معرب ،صحیح الاخر.

الواقی: اسم ،مفرد، مذکر، مشتق و اسم فاعی،معرفه بأل، معرب، منقوص.

خیرٌ: اسم، مفرد، مذکر، مشتق و اسم تفضیل، نکره ،معرب ، صحیح الاخر.

من: حرف جاره، مبنی علی السکون،عامل.

الدواء:اسم، مفرد ،مذکر،جامد غیر مصدری، معرفه بأل، معرب ،ممدود.

الشافی: اسم،مفرد،مذکر،مشتق و اسم فاعل، معرفه بأل، معرب ، منقوص.

 

 

 

+ نوشته شده در  86/12/21ساعت   توسط مائده  | 

آغاز

به نام آرام دل ها.

می زنم قلمی در جوهر

و بدست قدر باد صبا

نکته ای می گویم که تو پندی بگیری و به غفلت نگذری!

از هر چه بگذریم سخن عربی خوش تر است. آن هم از نوع تجزیه و ترکیب.

بنابراین اینجانب به استحضار می رسانم که در این وبلاگ تدریس و تمرین و نمونه ی تجزیه و ترکیب را مقصود کرده ام و فی نفسه از خواندن و یاد گرفن مطالب جدید و مرور آموخته های قبلی جدا حظ نفس برده! و دعایش را به جان دبیر بی نظیر عربی کرده ام!

فلذا خواهشمند است که با چشم دل مطالب وبلاگ را خوانده و به روح و جان آغشته نموده تا حلقه ای شود پیوسته به ضمیرتان!! و البته حق نویسنده را هم به جا آورده و نظر دادن را فراموش نفرمایید!!

در پناه حق.

 

+ نوشته شده در  86/12/20ساعت   توسط مائده  |